تبليغاتX
 مرگ....

مرگ....

این دل تنهاست که می نویسد...

  • زندگي برگ بودن در مسير باد نيست
  • امتحان ريشه هاست
  • ريشه هرگز اسير خاك نيست
  • انتهايش مي رسد پيش خدا
  • زندگي پيچكي بيش نيست
  • يا مولا :
  • عاشقانت همه نام و نشاني دارند
  • آن كه در عشق تو بي نام و نشان است منم
  •  
  •  
  •  
  • خسته ام تكيه گاه مي خواهم....
  • مثل يك قبله گاه مي خواهم ....
  • لحظه سرد بي وفايي هاست ....
  • يك نفر جان پناه مي خواهم ....
  • مثل شب هاي بركه بيمارم....
  • تكه اي قرص ماه مي خواهم ....
  • تا بگريم تا بغضم را....
  • حضرت عشق چاه مي خواهم ....
  • عاشقي اشتباه شيريني است ....
  • باز هم اشتباه مي خواهم....
  • يك جهان سيب سرخ حوايي....
  • مثل آدم گناه مي خواهم ....
  • آخر اين رديف بن بست است ....
  • آمدم از تو راه مي خواهم ....
  • بعد از اين امر، امر چشم توست ....
  • هر چه گفتي بخواه ، مي خواهم .........


 

نوشته شده توسط گیلیلیم دونیا بویو فلک دن در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 11:57 موضوع | لینک ثابت


بازهم بازگشتم ...
بازگشت به مسیری که ای کاش ترکش نمی کردم ، و صد افسوس که کردم .
هزاران بار خواندم و تو گفتی که مسیرم را گم مکنم که هدف جز دراین سیر نیست ، اما ... مرکب غرورم را افسار گسیخته تازاندم و تو نیز دم مزدی ، که گر این بار نیز ناجیم بودی شاید دگر باری نبود تا این کودک لجباز خوب را از بدان دریابد.

حال بازگشتم ...
پشت درب ایستاده ام ...
دربی از شرم ورود ، شرم از رویت که ماه جلوه ای از اوست ، شرم از آنچه می دانستم بد است و کردم ، و حال دوازه ای ساخته در بر رویم.
اما کلیدی دارم ، در عمق روحم ، درست در کنار آن شالوده ی سپید که ارزشمندترین هدیه یتوست ، صدایی طنین انداخته :
برو ، اِنََّکَ اَلرحَمَن اَلرحِمین ...

درب گشوده می شود ، قدمی به جلو می آیم ، نور محض است ، آمدم ...
کودک شرمگینت را در آغوش بگیر...


 

نوشته شده توسط گیلیلیم دونیا بویو فلک دن در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 11:41 موضوع | لینک ثابت


سلام

به همه دوستای گلم

شرمنده که مدتی هست که نسیتم

ولی منتظره یه پست جدید توپ باشید

فعلا....

یا علی...


 

نوشته شده توسط گیلیلیم دونیا بویو فلک دن در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 16:12 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting