ِانّا اِلله و اِنّا اِلیهِ راجعون
« سوگواره ای بر یک فراق
مرگ صدا می زند مرا»
گفتم پدرم رسم اخوت نه چنین بود گفتا که عزیزان چه کنم عمر همین بود
گفتم پدرم وقت سفر بود بسی زود گفتا چه کنم مصلحت حق در این بود
آغوش خاک باز شد و باری دگر پدری را به میهمانی برگزید. میهمانی در جمع خوبان. پدری که وضو را عصاره زندگی بخش جوهر جان خویش نمود تا دردانه های هستی اش آن را شیره جان نوش شیر حیاتشان کنند و دریابند که آغوش پدر حقیقتی است تکرار ناپذیر. پدری که حد و اندازه خوبی و جان سپاری را به تماشا ننشست و کمر شکسته اش سپر جان پسرک شد و دستان بی رمقش سرمه چشمان دخترک معصوم و سیه مویش را کشید .
اما حیف و صد حیف که این بی حد و مرز بودن نیز نتوانست فاصله ها را بشکند .
افسوس و ندامت به شمار انفاس آدمیان و به تعجیل یک لحظه .
پدر کجا و دختر دختر کجا ؟ پدر کجا و پسر کجا؟
فاصله ها باز هم سر نوشت ها را رقم زد. فاصله ای عذاب آلود به وسعت آسمان ها و زمین و به مساحت درد.
فاصله ای به قیمت نیستی و نابودی یک رویش. پدری در عمق خاک ، خاموش و خاموش ، آرام و آرام ، رها در آرامشی شیرین و سکوتی جاودانه .
دختری و پسری گرفتار در هیاهوی زندگی ، تلاطم دنیا ، مشقت معیشت ، خصم روزگار ، خشم خواسته ها و مصیبت عظیم بی پدری .
فاصله ای که با مرگ زاده شد و دخترک و پسرک را در تنهایی و حسرت و غم جدایی تا عمق نا کامی فرو برد . بی آنکه طعم یگانه محبت پدر را سیر بچشند .
آری ، خوشا عشق به فرزند تا کما ، خوشا خون جگر خوردن در اغما .
خوشا بخشش یک کمر و دو دست و دو پا برای بقای پسر .
خوشا ایثار برای تقدیم آخرین اسناد مهر بی دریغ پدری به وجود دخترک .
خوشا مردن ، خوشا این گونه جان دادن .
مردنی به بهای شرافت ، بهانه عزت و دوام نجابت .
مرگی این چنین سزاوار ستایش است . عاری از مکنت و منت دگران حتی با تحمل رنج جگران.
مرگی شایسته خوبان و کوچی عاشقانه و شادمانه به سوی وصال به معبود .
دخترک و پسرک باید نوای غم سر دهند چرا که افسانه غم انگشت سرد خود را بر در کوبید و وارد آشیانه شان شد و مصیبت بی پدری را شریک زندگی شان کرد تا دل های بی قرار و شکسته شان هر شب به آنها سر بزند و البته به یاد آرد خوبی یک پدر را .
پدری که با مرگش وجاهت حیات دنیا را شکست و دلبستگی های محقر آن را به سخره گرفت .
پدری که با چهره ای مشعوف و زبانی سلیس مشیت الهی را پذیرفت ، شگفتی آفرینش را دریافت و یقینا " ایّاکَ نَعبُد و ایّاکَ نَستَعین " را زمزمه کرد و مرگی این گونه را به زیستی آن چنان مُرجح دانست و" اَلحَمدُ اللهِ رَبِّ العالَمین " را به نوازش قلبش ندا داد تا پروردگارش پذیرد او را ، آن چنان که خوبان را سر سفره ضیافتش بی نیاز می کند .
پدری که فرزندانش را به ذکر" اَللهُ اَکبَر" سپرد و رحمت و حکمت خداوندی را به پشتوانه حباتشان ستایش نمود .
آری ؛ پدرم بخواب که ما ماندیم و یک دنیا حسرت و یک عمر اشتیاق وصل و خاطر خوش دیدار .
آری ؛ پدرم بخواب که ما ماندیم ...
آری ؛ پدری پر کشید تا تکیه گاه و جان پناه فرزندانش مایوسانه و ناباورانه فرو ریزد .
چه این که غم فراق جاودانه بر صفحه زندگی پسرک نشست و خلوت غریبانه مونس تنهایی دخترک گشت .
تو را می سپارم به آن یاس کبود ، پدری از سلسله غم زدگان ، به آن شفیعه روز جزا ، به ان آقای عالمین .
عطر یاس نشانی از بوی خداست . خداوند تو را با طنین طناز این رایحه در کوچه باغ های بهشت محشور و مشعوف بدارد.
هر چند از دست دادن پدری مهربان که قلب مهربانش برای شادی اطرافیان می تپید بسیار سخت است اما تسلیم در برابر اراده پروردگار شایسته تقدیر است.
آتشی در ما فروزان کرد و رفت خاطری در ما پریشان کرد و رفت
آن غریب و با صفای مهربان دلنوازی از غریبان کرد و رفت
روحشان شاد
یادشان گرامی
تسلیت"
نوشته شده توسط گیلیلیم دونیا بویو فلک دن در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 ساعت 7:18 موضوع | لینک ثابت
کاش آن روز که تو را
دیدم و دلباخته شدم
می دانستم که تو را قلبی نیست
با من سوخته دل کاری نیست
کاش آن روز که تو را
خواستم و دیوانه شدم
می دانستم که تو را یاری این دل نتوان
با من بی همدم ، بی یاور
صحبت از عشق نتوان
کاش آن روز که تو را ......
نوشته شده توسط گیلیلیم دونیا بویو فلک دن در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 ساعت 18:10 موضوع | لینک ثابت
تو بهانه بهاری!
و سالی دیگه از صدقه سری تقویم و ما سرخوش از این آغازها که دیدیم و هزاران سل نوری
که تا هوافضا راه مونده! و یه دنیا که حرف هامو خونده و شاید نخونده سوزونده تمومشو تا
همه برسن به گرمی احساس من و وقتی از قبشون کلک خوردن به همه بگن زدن!
و اینم یه راهه برای نو شدن ولی حواست باشه به سرعت های قدغن تو اتوبانی که یه سرش
منم و یه سرش تو وسط جنگ بین تفکرات کلاسیک و پست مدرن یا همون خیلی نو که باید
یکیشو انتخاب کنی تو بهانه بهاری منی واسه خوردن بستنی بتنی!!!
و این کلیشه هاست که دارم از دستشون درمیرم! وگاهی از حوصله خودمم سر میرم تا تو از
درخت گیلاس آبی تابی آویزون کنی و خوابی ببینی واسه بهاری که دار می یاد و آخ که دلم
یه وقتایی آرامش ترافیک تهرون رو می خواد و ستاد نوروزی هم در تلاشه که از حجم این
آرامش کم نشه و تو می دونی که عوض شدن فصل بهونه گرونی چیزای بی ارزشه و ربطی
به من و هیچ کسم نداره و مال حساسیت فصل بهاره که چشمام گاهی اشکی میشه و می باره
از خاطرات رژیمی تو! که وقتی بهشون فکر می کنم به نظرم شیرین می یاد طعم قهوه اسپرسو
و خسته از نشستنم ((در انتظار گودو)) پاک می کنم قلبمو از گذشته هایی که گذشت...
تا با همه از جام بلندشم به احترام خوبی های سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت.
نوشته شده توسط گیلیلیم دونیا بویو فلک دن در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 ساعت 12:15 موضوع | لینک ثابت
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را به خاطر انديشيدن به تو دوست دارم.
من زندگي را در عشق
عشق را در قلب
و قلب را به خاطر اينکه آشيانه توست دوست دارم .
من اندوه را در اشک
اشک را در چشم
و چشم را به خاطر ديدن روي تو دوست دارم .
من عشق را در سکوت
سکوت را در تنهايي
تنهايي را به خاطر تپيدن قلبم
تپيدن قلبم را براي تو
و تو را همچو قلبم دوست دارم .
خيلی دوستت دارم
نوشته شده توسط گیلیلیم دونیا بویو فلک دن در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 12:43 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستای عزیز از این که یه مدت نبودم شرمندم الانم وقت ندارم در گیر انتخاب رشته هستم با آرزوی موفقیت همه شما دوستای با مرام
نوشته شده توسط گیلیلیم دونیا بویو فلک دن در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 18:11 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

گیلیلییم دونیا بویو فلک دن
تورک اوغلانین بیچاره سرنوشتی
اين از آيدي اين گيليلي :
می نویسم یادگاری
تا بماند روزگاری
گر نماند روزگاری
پس بماند یادگاری
gorg_wolf.1991
فهرست اصلی
دوستان
عشق پاستوریزه (سياوش )
( بن بست تنهایی )آبجی معصوم
ماكان
ساقي بدون شراب
عشق و دلدادگی(سارا)
••๑۩۞۩๑کلبه عشق و احساس๑۩۞۩๑
عشق و زندگي(پريا)
ماداکتو (علي)
غوغاي عشق در دفتر عشق(مهدي)
عاشق كوچولو(صابر)
ریشه عشق (عاشق ماورایی )
نوشته های پیشین
مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
طراح قالب
POWERED BY
حرف هاي دلم _ دست نوشته هاي خودم _ خاطرات خودم _ شعر هاي عاشقانه